تبليغاتX
یا حسین غریب مادر .............................. تویی ارباب دل من آقا جون دلبره - سقای عشق



دل صفاگرفته امشب زگل یاس علی

 

من می خوام امشب بشم گدای عباس علی

 

نمی دونم که چرا علی براش گریه کنه

 

نمی دونم که چرا هی دستش بوسه زنه

 

گمونم که آخرش دستای او جدا می شه

 

گمونم نقش زمین تودشت کربلا می شه

 

شنیدم تو علقمه با صورت افتاد رو زمین

 

فاطمه گفت پسرم،به پسر ام البنین

 

بچه ها تو خیمه ها می گن که ما آب نمی خوایم

 

بابا جون قربون تو ما فقط عمو رو می خوایم

 

بابا جون عمه چرا به سینه وسرمی زنه

 

عمومون تو علقمه مگر داره پر می زنه

 

Hosted by FreeImageHosting.net Free Image Hosting Service

  

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم آبان 1386;ساعت 13:51;  توسط یک عاشق;  |